[-] اندازه متن [+]

ﺩﻟــــــﺘﻨﮕﯽ . . . ﺣـــــﺲ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﮔـﺎﻫﯽ ﺗــــ ♥ـــــﻮ
ﺭﺍ ﺑﻪ ﯾﺎﺩﻡ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ . . . ﮔـﺎﻫﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﻫﻤﯿﺸــــﻪ . . . ﮔـﺎﻫﯽ
ﯾﻌﻨﯽ ﺍﻟــﺎﻥ . .

 

.

.

.
باران ببار …
بگذار اشک هایم غریب نباشند...
پشت پنجره نشسته ام و میباری …
ناودانی چشمانم سرازیر شده است!

 

.

.

.
وقتی سر دعوا ها و مشکلات همش تو کوتاه میای کم کم انقدر کوتاه میشی که بعضی ها فکر میکنن صندلی هستی و سوارت میشن و پایین هم نمیان.

 

.

.

.
وای یه بار دست بابامو بوسیدم احساس کردم بغض کرده و میخاد گریه کنه ولی مردیش نمیزاره,
دم همه بابا ها گرم
.

.

.

بیخودی پرسه زدیم،صبحمان شب بشود
بیخودی حرص زدیم،سهممان کم نشود
ما خدا را با خود، سر دعوا بردیم،
و قسم ها خوردیم، ما به هم بد کردیم
ما به هم بد گفتیم،ما حقیقتها را،زیر پا له کردیم
و چقدر حظ بردیم،که زرنگی کردیم،
روی هر حادثه ای ،حرفی از عشق زدیم،
از شما میپرسم،ما که را گول زدیم؟؟

.

.

.

 

دلبستن مثل پرت کردن یه سنگ تو دریاست
اما دل کندن مثل پیداکردن همون سنگه!

 

.

.

.
اگه سراب دیدید بنشینید و از آن بنوشید
نگذارید سراب به دروغش افتخار کند.

.

.

.

 

ﻣﻮﺍﻇﺐ ﮐﻠﻤﺎﺗﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺻﺤﺒﺖ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯿﮑﻨﯿﺪ ﺑﺎﺷﯿﺪ
ﺷﺎﯾﺪ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﺒﺨﺸﻨﺪ، ﺍﻣﺎ ﻫﺮﮔﺰ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﻤﯿﮑﻨﻨﺪ .

.

.

.

 

ﭘﺴﺮ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ , ﺯﺧﻢ ﮐﻪ ﺧﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﯽ!
ﮐﺎﻓﯿﺴﺖ ﺟﺎﯾﯽ ، ﭼﯿﺰﯼ ، ﺷﺒﯿﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﯽ ﺗﺎ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺯﺧﻤﺖ
ﺳﺮ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﺪ!

.

.

.

 

چه قدر عجیبه زندگی،تا گریه نکنی کسی نوازشت نمیکنه،تا قصد رفتن نکنی کسی نمیگه بمون،تا نری کسی قدرتو نمیدونه، تا نمیری کسی دلش برات تنگ نمیشه!!!

.

.

.

 

آدم وقتی فقیر میشه،خوبی هاش هم حقیر میشه.اما كسی زور داره یا زر داره،حقارت هاش هنر میشه.

.

.

.

 

مایه اصل ونصب درگردش دوران زر است

دائمأخون میخوردتیغی كه صاحب جوهراست

دود اگربالا نشیندكسرشأن شعله نیست

جای چشم ابرو نگیردگرچه او بالاتر است

شصت وشاهد هر دو دعوای بزرگی میكنند

پس چراانگشت كوچك لایق انگشتراست

آهن وفولادازیك كوره میایندبرون


آن یكی شمشیرگردددیگری نعل خراست

گرببینی ناكسان بالانشینندصبركن 


روی دریاكف نشیند قعردریاگوهراست.

.

.

.

 

 

مهربانی تا كی؟؟
بگذار سخت باشم و سرد!
باران كه بارید ...چتر بگیرم و چكمه!
خورشید كه تابید...پنجره ببندم و تاریك!
اشك كه آمد...دستمالی بردارم و خشك!
و نیشخندی بزنم و سوت...