[-] اندازه متن [+]

از دیروزها به دنبالت دویدم و به امید دیدارت به امروز رسیدم ولی افسوس

افسوس که تو به فرداها سفر کرده ای . . .

.

.

.

دوچشمت سرزمین آرزوها نگاهت داستان آشنایی ست

امان از آن زمان که قلب عاشق گرفتار خزان یک جداییست . . .

.

.

.

وقتی دهکده ای آتش می گیرد همه دودش را می بینند

اما وقتی قلبی آتش می گیرد کسی شعله اش را نمی بیند . . .

.

.

.

خانه های جدول زندگیم را دستان مهربانت یک به یک پر کرد

و رمز جدول چنین بود: دوستم بدار . . .

.

.

.

من ازین پس به همه عشق جهان میخندم / به هوس بازی این بی خبران میخندم

هرکه آرد سخن از عشق به آن میخندم / خنده من از گریه غمگین تر است

کارم از گریه گذشته است ، به آن میخندم . . .

.

.

.

یه حساب تو دلتنگی هات برام باز کن

شاید برنده کل دلتنگی هات شدم !

.

.

.

ای غصه مرا دار زدی خسته نباشی / آتش به شب تار زدی خسته نباشی

ای غصه دمت گرم که در لحظه ی شادی / با رگ رگ من تار زدی خسته نباشی . . .

.

.

.

امشب دلم از آمدنت سرشار است / فانوس به دست کوچه دیدار است

آنگونه تو را در انتظارم که اگر / این چشم بخوابد ، آن یکی بیدار است !

.

.

.

چشات دیگه از من خسته و سیره / اما هنوز چشمای من اسیره

فقط بدون که این دل شکسته / منتظره بگی واست بمیره . . .

.

.

.

هر کسی را نه بدان گونه که « هست »، احساس می کنند

بدان گونه که « احساسش » می کنند ، هست

.

.

.

اگر دارم دلی فدای دوست میسازم / در این دنیای بی حاصل به لطف دوست میسازم . . .

.

.

.

سر و پایت طلا باشه گل من / وجودت بی بلا باشه گل من

به غیر از من اگر یاری بگیری / الهی بی وفا باشه گل من !

.

.

.

قلب ها شیشه های احساسند ، تقدیم به وجودی که احساس قلبش منم . . .

.

.

.

همیشه این واسم سوال بود که عشق چیه ؟

اما الان با تو به زیباترین جواب رسیده ام . . .

.

.

.

در شیارهای قلبم به دنبال کدامین عشق می گردی ؟

عشق من در آینه ای است که هر روز به آن می نگری . . .

.

.

.

به سلام ها دل نمی بندم ، از خداحافظی ها غمگین نمی شوم

دیگر عادت کرده ام به تکرار یکنواخت دوری و دوستی خورشید و ماه . . .

.

.

.

خدایا طاقت هجرش ندارم ، تو میدانی که او را دوست دارم

شده در زندگی لیلای عشقم ، و من مجنون عشقش در دیارم

.

.

.

افسار دلم دست خدا بود چنین شد / ای وای اگر دست خودم بود چه می شد ؟

مقصود دلم مهر و وفا بود چنین گشت / گر مقصود دلم جور و جفا بود چه می شد . . . ؟

.

.

.

ای عشق، شکسته ایم، مشکن ما را / اینگونه به خاک ره میفکن ما را

ما در تو به چشم دوستی می بینیم / ای دوست مبین به چشم دشمن ما را . . .

.

.

.

از نفرت تا علاقه یک محبت

از دشمنی تا دوستی یک لبخند

از جدایی تا پیوند یک قدم

از دوری تا صمیمیت یک اس ام اس !

.

.

.

در بودنت به نبودنت و در نبودنت به بودنت می اندیشم ای بود و نبود من !